تبليغاتX
نام من عشق است آیا میشناسیدم؟
در این روزها که جز اندوه نمی شنویم چه چیزی می تواند لذت بخش تر از یک فنجان قهوه ی تلخ / پکی

به قلیان و شنیدن شعری باشد که انسان را فریاد می کشد ........

 

عقربکها همه با حس تو جان

با سرانگشت تو چرخیده زمان

روح من گم شده در دود جنون

پک به من می زده ای یا قلیان

دف به رقص آمده از کو به ی من

تا کجا دن دددن بردتمان

مرد من گر تو معما شده ای

من زنم مشکل بعد  از آسان

پک بزن آتش چشمان مرا

تا رها سازمت از کون و مکان

+ نوشته شده توسط پروانه قاسمی در پنجشنبه سوم مرداد 1387 و ساعت 10:21 |

گرانی کرایه تاکسی ها آنهم در شهر 72 ملت بندرعباس نه چیز تازه ای است و نه مسئله ای قابل کنترل !

 

چندی قبل در مراسمی به همراه یک خبرنگار دیگر از رییس تاکسیرانی وقت سئوال کردیم که در بندرعباس

 

به تعداد هر چند نفر باید یک دستگاه تاکسی موجود باشد ؟ ایشان پس از کمی سکوت گفت که سوال شما غیر

 

قانونی است و ما اصلا چنین چیزی نداریم ! این جواب به خوبی روشن کرد که این مدیر محترم چقدر به جا و

 

شایسته انتخاب شده اند. و البته باز علت خیابانهای خالی از تاکسی / مردم در گرما پریشان / کرایه های

 

جورواجور و هزار و یک مشکل دیگر مشخص شد. و نیز ناگفته پیداست  که چرا اوضاع بسیاری از اصناف

 

شهر نه تنها روبه بهبود نمی رود بلکه روز به روز هم بدتر می شود . هر چند گرانی به همین جا ختم نمی

 

شود و قیمت ها در تمام زمینه ها به طور وحشت زایی بالا رفته است به طوریکه دیگر حتی خانواده های

 

متوسط هم از پس معاش خانواده بر نمی آیند . حالا هی بنشینیم و معادله بچینیم / تز بدهیم و کنفرانس برگزار

 

کنیم و پای صحبت استاد بسیار بزرگوار بنشینیم که می گوید اگر دنیا را آب برد مشکلی نیست شما لبخند بزنید

 

و فکر کنیم این سیل هرگز به شما نمی رسد و به هم گل تعارف کنید آنهم گل رز که از ترس قیمتش جرات

 

رفتن به گلفروشی ها را نداریم .    

+ نوشته شده توسط پروانه قاسمی در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 11:33 |

يكي ازدغدغه هاي مهم فعالان حقوق بشر و حتي

 

 بسياري از دولتمردان همواره مسئله زنان بوده و

 

 اينكه بتوانند تعريف درست و روشني را از

 

 جايگاه زن در جامعه و نقش اساسي وي در

 

سرنوشت ملتها و نيز سهم او از سازندگي و تو

 

سعه ارائه دهند. نهادينه شدن بعضي از رفتارهاي

 

ناهنجار و ظلم مسلم در حق زن تحت عنوان

 

عرف و نيزگاهي با پوشش دين  امري است قابل

 

 توجه كه به نظر مي رسد بايد هرچه سريعتر راه

 

 حلي مناسب براي آن بيابيم . طرح مسائلي مثل

 

ازدواج موقت و يا چند همسري اجحاف بزرگي

 

است در حق زن كه متاسفانه از حمايتهاي قانوني

 

 نيز برخوردار مي باشد و آقايان محترم بدون در

 

 نظر گرفتن شرايط روز طبق قوانين 1400 سال

 

پيش نظريه مي دهند و نمي دانم آيا ما هم

 

مي توانيم به كمي ما قبل 1400 سال پيش رجوع

 

 كنيم و به عصري استناد كنيم كه زن به عنوان يك

 

 موجود مافوق بشر ستوده مي شد يا خير؟ و آيا

 

آقايان پايبند دين نمي دانند كه اسلام تا چه حدي

 

براي كانون خانواده و حقوق همسران نسبت به هم

 

 تاكيد داشته تا آنجا كه طلاق راحلال شومي تعبير

 

 مي كند كه عرش الهي را به لرزه مي اندازد. اگر

 

 به دادگاه ها سري بزنيد قطعا حجم بزرگي از

 

پرونده ها را خواهيد ديد كه مربوط به تقاضاهاي

 

طلاق به علت ازدواج مجدد مرد خانواده است .

 

 شايد اگر جامعه ما به لحاظ رفاه اجتماعي به

 

درجه اي رسيده بود كه زنان تا اين حد به لحاظ

 

مالي و شغلي در مضيقه نبودند مي شد اين مسئله

 

را به شيوه ي ديگري بررسي كرد و از آن به

 

عنوان خيانت شرعي ياد نمود كه آن موقع بايد

 

مسئله را به روانشناسان مي سپرديم تا علت افول

 

 ارزشهاي خانوادگي را پيدا كنند. در طي

 

مصاحبه اي كه خبرنگاريكي از روزنامه هاي

 

 كشوري  با تني چند از اين آقايان انجام داده بود

 

يك نفر مدعي بود كه از اول همسرش را دوست

 

نداشته و با اصرار خانواده اين ازدواج صورت

 

گرفته و حالا پس از 20 سال زندگي تازه يادش

 

آمده كه مي شود عاشق يك خانم 20 ساله هم شد.

 

به صورت شرعي هم وارد عمل مي شود كه

 

انشا ... درهم محضر خدا هم مشكلي نداشته باشد

 

 خانم هم كه شاغل نيست و در اين سن و سال و با

 

 داشتن بچه هاي جوان و حفظ آبرو كه آن هم

 

تحميل كرده ي عرف است نمي تواند كاري بكند.

 

 احساسات و عواطف هم كه مهم نسيت زن است

 

ديگر بايد تحمل كند ، چاره اي ديگر ندارد. البته

 

در مناطق جنوبي كشور و البته استان ما اين

 

مسئله رواج بيشتري دارد شايد هم علتش پذيرش

 

 مرد به عنوان جنس برتراز سوي خود زنان 

 

است كه نسل اندر نسل از مادر به دختر منتقل مي

 

 شود و اين مسئله چنان قوتي دارد كه در بسياري

 

 ازمناطق  خود زنان به حمايت از آن بر

 مي خيزند خدا كند دستي باشد كه هر چه زودتر

 

به داد اين بنده هاي استثمار شده ي خدا بر خيزد و

 

 قطعا اين دست اگر از آستين خود زنان باشد

 

زودتر و بهتر نتيجه مي دهد . حق گرفتني است

 

پس اگر حقي ضايع مي شود تقصير صاحب حق

 

 كمتر از ضايع كننده نيست. چندي پيش در يكي

 

از پمپ بنزينها پاي صحبت خانمي نشستم كه

 

مشغول تكدي بود . مي گفت همسرش فوت كرده

 

و براي گذران زندگي مجبور به تكدي است. در

 

خلال صحبتهايش متوجه شدم كه خواستگاراني هم

 

 داشته و پسرش مانع ازدواجش شده كه زن از اين

 

 مسئله با نام غيرت مردانه ياد مي كرد نمي دانم

 

تعريف صحيح غيرتي كه مختص آقايان است

 

چيست ؟ و چرا هر جا صحبت از حقوق طبيعي

 

زن مي شود آقايان به يادش مي افتند؟ در مسئله ي

 

بالا غيرت را در كدام مي بينيد زني كه براي

 

گذران امور بچه هايش حتي غرورش را پايمال

 

كرده يا پسري كه مادرش را از حق طبيعي اش

 

محروم ساخته ؟ غيرت ، ناموس ،‌شرف مفاهيمي

 

والا در فرهنگنامه ي انسانيتند كه خيلي ها بلد

 

نيستند از آن استفاده درستي بكنند. زن الزاما نبايد

 

 ناموس كسي باشد تا در پناه غيرت او روزگار

 

بگذراند اگر كمي منصفانه تر به حقوق او بنگريم

 

خواهيم ديد چه غيرتي براي ساختن آينده دارد و

 

 

قطعا با توجه به شرايط روز دنيا و اكتشافها و فن

 

 آوريهايي كه ما را هر روز از قافله ملل پيشرفته

 

 عقب تر مي اندازد خنده دار است بنشينيم و در

 

مورد مسائلي بحث كنيم كه با توجه به شرايط دنيا

 

در 1400 سال پيش بوجود آمده بود.

 

 

+ نوشته شده توسط پروانه قاسمی در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 22:58 |

طرح صيغه ايي آقاي نماينده

 

چندي پيش دكتر مشيري نماينده  مردم هرمزگان در مجلس شوراي اسلامي در تاييد سخنان پور محمدي وزير كشور در ارتباط با ازدواج موقت صحبت هاي داشت كه درج اين صحبتها در خبرگزاري فارس و همچنين نشريه محلي صبا واكنش هاي منفي زيادي خصوصا در بين بانوان را در پي داشت  در اين راستا در تماس با وي سعي نموديم صحبتهاي ايشان را به طور شفاف تر به سمع خوانندگان محترم برسانيم.

او با اظهار اينكه سايت مزبور سخنانش را شاخ و برگ داده گفت: صحبت من اين بود كه پيشنهاد پور محمدي براي خانم هايي كه سرپرست خانواده هستند و هيچ پشتوانه مالي ندارند خوب است و حتي ثواب هم دارد و نمونه بارز آن حضرت علي است كه بعد از مرگ ابوبكر همسر وي را به عقد موقت خود در آورد و به عنوان سرپرست او كودكانش را تحت حمايت و تعليم خود در آورد و توانست فردي مانند محمد ابوبكر را پرورش دهد وي در ادامه گفت : در كشورهاي پيشرفته دولت  براي زناني كه تمكن مالي ندارند مستمري در نظر مي گيرد و از آنان حمايت مي شود ولي در كشور ما به اين شكل نيست و بسياري از زنان در واقع به علت فقر و تنگدستي به فحشا و تن فروشي روي آورده اند اگر در اين صورت مردي كه تمكن مالي دارد و بدون اينكه بخواهد سوء استفاده جنسي نمايد بوسيله عقد موقت يا همان صيغه چنين خانواده اي را تحت پوشش بگيرد چه اشكالي دارد و اين مسئله در هر حال از اين ارتباطات بي چهارچوب و نامشروع بهتر است. سپس وي به كشور هاي عربي و تعدد زوجات در اين كشورها اشاره كرد و اعتقاد داشت : بايد در اين زمينه در كشور ما نيز فرهنگسازي شود تا مردم ما بپذيرند تعدد زوجات چيز بدي نيست و همچنين اشاره كرد به اين مسئله كه اگر در اين ازدواج ها كودكي به وجود آيد داراي شناسنامه خواهد شد درصورتيكه بچه هاي نامشروع فاقد هويت هستند وي در پاسخ به اينكه آيا راه ديگري براي حمايت از اين خانم ها نيست گفت: بنده پيشنهاد كرده بودم كه سازمان مسكن و شهر سازي اولويت قرار دادن خانه هاي به شرط تمليك را براي خانواده هاي فاقد مسكن و خانم هاي سرپرست خانواده قرار دهد اما برويد تحقيق كنيد ببينيد به چند نفر از اين افراد خانه داده اند. اظهارات اين نماينده محترم را خوانديد و باز برگشتيم به بحث رفاه اجتماعي ، تورم ، گراني مسكن ، آيا بهتر نيست به جاي پشنهاداتي كه خود روزي مشكلي بزرگ خواهند شد و قطعا موجب آزردگي و توهين نسبت به روح بزرگ و لطيف بانوان خواهد شد با كمي برنامه ريزي و رسيدگي به امورات مردم و جامعه و حمايت از اقشار آسيب پذير و گسترش رفاه اجتماعي براي بانوان نيز حق انتخاب زندگي دهيم و آيا رواست بانويي صرفا به خاطر مسايل مالي تن به ازدواجي موقت و ناخواسته دهد چرا زنان را نمي بينيم و نمي خواهيم قبول كنيم اين جنس به اصطلاح دوم در ديد مردان قابليت هايي دارد كه براي مردان حتي در خواب نيز ميسر نيست چرا فكر مي كنيم زن فقط در سايه مرد مي تواند زندگي كند الحمد الله ما در ايران زندگي مي كنيم كشور مردان غيرتمند و شيران عرصه هاي پر افتخار شجاعت ، چرا ازدواج دوم را خيانت نمي بينيد ؟ آيا ازدواج دوم توهين به شخصيت ،‌غرور و احساسات زن اول نيست ؟ من متاسفم كه در اين برهه از زمان هوز بايد بنشينيم و براي روشن كردن بديهيات بنويسيم.

+ نوشته شده توسط پروانه قاسمی در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 12:55 |
روزهای بی برگی بدجور منو اسیر خودش کرده ....

 

تا پر شدم از تو غزلی در می زد

 

جای تو فقط عشق به من سر می زد

 

یک پهنه ی پر ترانه می کرد تورا

 

وقتیکه دلم برای تو پر می زد

 

.....

.......

........

 

+ نوشته شده توسط پروانه قاسمی در شنبه سی ام دی 1385 و ساعت 10:36 |


Powered By
BLOGFA.COM