تبليغاتX
نام من عشق است آیا میشناسیدم؟

يكي ازدغدغه هاي مهم فعالان حقوق بشر و حتي

 

 بسياري از دولتمردان همواره مسئله زنان بوده و

 

 اينكه بتوانند تعريف درست و روشني را از

 

 جايگاه زن در جامعه و نقش اساسي وي در

 

سرنوشت ملتها و نيز سهم او از سازندگي و تو

 

سعه ارائه دهند. نهادينه شدن بعضي از رفتارهاي

 

ناهنجار و ظلم مسلم در حق زن تحت عنوان

 

عرف و نيزگاهي با پوشش دين  امري است قابل

 

 توجه كه به نظر مي رسد بايد هرچه سريعتر راه

 

 حلي مناسب براي آن بيابيم . طرح مسائلي مثل

 

ازدواج موقت و يا چند همسري اجحاف بزرگي

 

است در حق زن كه متاسفانه از حمايتهاي قانوني

 

 نيز برخوردار مي باشد و آقايان محترم بدون در

 

 نظر گرفتن شرايط روز طبق قوانين 1400 سال

 

پيش نظريه مي دهند و نمي دانم آيا ما هم

 

مي توانيم به كمي ما قبل 1400 سال پيش رجوع

 

 كنيم و به عصري استناد كنيم كه زن به عنوان يك

 

 موجود مافوق بشر ستوده مي شد يا خير؟ و آيا

 

آقايان پايبند دين نمي دانند كه اسلام تا چه حدي

 

براي كانون خانواده و حقوق همسران نسبت به هم

 

 تاكيد داشته تا آنجا كه طلاق راحلال شومي تعبير

 

 مي كند كه عرش الهي را به لرزه مي اندازد. اگر

 

 به دادگاه ها سري بزنيد قطعا حجم بزرگي از

 

پرونده ها را خواهيد ديد كه مربوط به تقاضاهاي

 

طلاق به علت ازدواج مجدد مرد خانواده است .

 

 شايد اگر جامعه ما به لحاظ رفاه اجتماعي به

 

درجه اي رسيده بود كه زنان تا اين حد به لحاظ

 

مالي و شغلي در مضيقه نبودند مي شد اين مسئله

 

را به شيوه ي ديگري بررسي كرد و از آن به

 

عنوان خيانت شرعي ياد نمود كه آن موقع بايد

 

مسئله را به روانشناسان مي سپرديم تا علت افول

 

 ارزشهاي خانوادگي را پيدا كنند. در طي

 

مصاحبه اي كه خبرنگاريكي از روزنامه هاي

 

 كشوري  با تني چند از اين آقايان انجام داده بود

 

يك نفر مدعي بود كه از اول همسرش را دوست

 

نداشته و با اصرار خانواده اين ازدواج صورت

 

گرفته و حالا پس از 20 سال زندگي تازه يادش

 

آمده كه مي شود عاشق يك خانم 20 ساله هم شد.

 

به صورت شرعي هم وارد عمل مي شود كه

 

انشا ... درهم محضر خدا هم مشكلي نداشته باشد

 

 خانم هم كه شاغل نيست و در اين سن و سال و با

 

 داشتن بچه هاي جوان و حفظ آبرو كه آن هم

 

تحميل كرده ي عرف است نمي تواند كاري بكند.

 

 احساسات و عواطف هم كه مهم نسيت زن است

 

ديگر بايد تحمل كند ، چاره اي ديگر ندارد. البته

 

در مناطق جنوبي كشور و البته استان ما اين

 

مسئله رواج بيشتري دارد شايد هم علتش پذيرش

 

 مرد به عنوان جنس برتراز سوي خود زنان 

 

است كه نسل اندر نسل از مادر به دختر منتقل مي

 

 شود و اين مسئله چنان قوتي دارد كه در بسياري

 

 ازمناطق  خود زنان به حمايت از آن بر

 مي خيزند خدا كند دستي باشد كه هر چه زودتر

 

به داد اين بنده هاي استثمار شده ي خدا بر خيزد و

 

 قطعا اين دست اگر از آستين خود زنان باشد

 

زودتر و بهتر نتيجه مي دهد . حق گرفتني است

 

پس اگر حقي ضايع مي شود تقصير صاحب حق

 

 كمتر از ضايع كننده نيست. چندي پيش در يكي

 

از پمپ بنزينها پاي صحبت خانمي نشستم كه

 

مشغول تكدي بود . مي گفت همسرش فوت كرده

 

و براي گذران زندگي مجبور به تكدي است. در

 

خلال صحبتهايش متوجه شدم كه خواستگاراني هم

 

 داشته و پسرش مانع ازدواجش شده كه زن از اين

 

 مسئله با نام غيرت مردانه ياد مي كرد نمي دانم

 

تعريف صحيح غيرتي كه مختص آقايان است

 

چيست ؟ و چرا هر جا صحبت از حقوق طبيعي

 

زن مي شود آقايان به يادش مي افتند؟ در مسئله ي

 

بالا غيرت را در كدام مي بينيد زني كه براي

 

گذران امور بچه هايش حتي غرورش را پايمال

 

كرده يا پسري كه مادرش را از حق طبيعي اش

 

محروم ساخته ؟ غيرت ، ناموس ،‌شرف مفاهيمي

 

والا در فرهنگنامه ي انسانيتند كه خيلي ها بلد

 

نيستند از آن استفاده درستي بكنند. زن الزاما نبايد

 

 ناموس كسي باشد تا در پناه غيرت او روزگار

 

بگذراند اگر كمي منصفانه تر به حقوق او بنگريم

 

خواهيم ديد چه غيرتي براي ساختن آينده دارد و

 

 

قطعا با توجه به شرايط روز دنيا و اكتشافها و فن

 

 آوريهايي كه ما را هر روز از قافله ملل پيشرفته

 

 عقب تر مي اندازد خنده دار است بنشينيم و در

 

مورد مسائلي بحث كنيم كه با توجه به شرايط دنيا

 

در 1400 سال پيش بوجود آمده بود.

 

 

+ نوشته شده توسط پروانه قاسمی در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 و ساعت 22:58 |


Powered By
BLOGFA.COM